تبليغاتX
درویش نامه

پياده نظام احمدی نژاد که در گروهبندی"رايحه‌ خوش خدمت" جمع شده اند، عليه مصوبه مجمع تشخيص مصلحت برای سلب اختيار از احمدی نژاد برای جابجائی ها و انتصابات وارد ميدان شد. محمدعلی رامين که احتمالا خود را آماده کرده بود تا در آينده مانند مهردار بذرپاش – از همين پياده نظام- صدر نشين يکی ديگر از خودرو سازی ها شود، در مصاحبه با خبرگزاری داخلی گفت:

مجمع تشخيص مصلحت نظام بايد در مورد مصوبه اخير خود توضيح دهد و بگويد كدام بهانه سياسی موجب شده كه چنين مصوبه‌ای به تصويب رسيده است.  احساس می‌شود كسانی مجمع تشخيص را برای مطامع سياسی خود مورد سوءاستفاده قرار می دهند و رياست محترم مجمع تشخيص بايد بيش از ديگران دل نگران چنين قضيه‌ای باشند، زيرا سلب اعتماد عمومی بر اثر ايجاد شائبه‌ی مخالفت باندی با دولت نهم از سوی اين مجمع اعتماد و احترام افكار عمومی را نسبت به اين نهاد ارزشمند مخدوش می‌كند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 20:56  توسط درویش حمید | 
 

در آستانه روز غدیر خم هستیم .....در و دیوار پر است از جمله معروف پیامبر در مورد علی .....من کنت مولاه فهذا علی مولاه ....اما واقعیت چیست؟
پیامبر چه میخواستند بگویند؟ و چه گفتند؟ چرا واقعه غدیر را اینقدر بزرگ کردیم تا امروزه به مدد حدیث سازان انرا بزرگترین عید اسلامی میدانیم؟
سخن از علی (ع) است .....مولای متقيان و پيشوای نيکوکاران .....علی(ع) هم قربانی کينه دشمنانش شد و هم دوستان نا آگاهش دل او را به رنج آوردند ...سخن از داستان غدير است ....آيا پيامبر در واقع غدير علی (ع) را به عنوان جانشين خود تعيين کرد؟ يقينا بسياری از خوانندگان با اطمينان زياد و با صدايی رسا خواهند گفت بله ...

واقعه غدير غير قابل انکار است ....پيامبر در ميان جمعيت حاضر به علی(ع) اشاره کرد و فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولاه ..اللهم وال من والاه .....اما چرا پيامبر  اين سخن را گفت؟ آيا هدف او اعلام جانشين پس از خودش بود؟

!- جمعيت انبوه حاضر در مراسم حج در راه بازگشت از مکه به مدينه بودند و در غدير خم ايستادند ...سوال نخست اين است اگر پيامبر ميخواست جانشين خود را معرفی کند چرا در مکه اينکار را نکرد ؟ در غدير که حجم زيادی از مردم حضور نداشتند ....اهالی يمن از مکه به يمن رفته بودند و اهالی شرق و غرب مکه نيز ....تنها کسانی که به شمال مکه ميرفتند و عمدتا اهل مدينه باقی مانده بودند ..مگر جانشينی علی را همه نبايد می فهميدند؟

۲- ميگويند در گرمای شديد پيامبر فرمان توقف داد ...مگر روزهای قبل و بعد از غدير سرمای شديد بوده است؟ همه روزها گرما شديد است هم در روز غدير هم در روزهای قبل و بعدش ....

۳- می گويند مولا يعنی سرپرست .....پس علی سرپرست است ..پس علی جانشين نبی است ...مولا در لسان عرب نزديک به ۱۵ معنا دارد ..از خدمتکار تا دوست و رفيق  تا بنده و همراه ( المنجد را ببينيد) چرا بايد معنی مولا سرپرست باشد؟ راه ساده ای داريم ....مولا از ريشه مولاه است در حاليکه والی از ريشه ولايت است اگر کسی والی باشد حکم در اختيار اوست اما مولا هرگز

۴- فرض بگيريم قصد پيامبر معرفی علی بعنوان جانشين بعد از خود بوده چرا بايد از کلمه ای استفاده کند که دهها معنی دارد مگر نميتوانست از کلمات روشن تر و صريح تر استفاده کند؟ مثلا بگويد علی خليفه بعدی و هو امام بعدی ...مگر پيامبر نميدانست اين واژه ممکن است همه را به خطا بياندازد؟

۵- جملات بعدی کدام معنی را نشان ميدهد؟ اللهم وال من والاه ...مگر اين جمله نيز بوی محبت و دوستی نمی دهد ؟ کجای ان بحث حاکميت دارد؟

۶- از قران بگذريم که هيچ ايه ای در باب جانشين بعرسول ندارد ..آيا تا بحال در يکجا شنيده ايد که علی از واقعه غدير استفاده کند و بگويد من خليفه بودم بعلت واقعه غدير؟ علی هميشه غدير را دليلی بر محبت رسول به خودش ميدانست و به ان افتخار ميکرد؟

۷-اکگر موضوع جانشينی بود آيا تکرارش لازم نبود؟ مثلا پيامبر نمی توانست در مدينه يکبار ديگر اين جانشينی را اعلام کند؟ موضوع اينقدر مهم نبود؟

۸- همه مسلمانان که شاهد و ناظر اين صحنه بودند چه فکر کردند؟ آنها هرگز از جملات پيامبر جانشينی را نفهميدند ...يا بايد بگوييم پيامبر در ادای وظيفه اش ناتوان بود يا تمام مردم سخن او را بد فهميدند ...و آيا برای اصلاح اين بد فهمی تلاشی دوباره لازم نبود؟

۹-قبل از آخرين حج پيامبر نامه هايی خطاب به سران قبايل عرب نوشت و از انها خواست در مکه حاضر شوند در منا و عرفات پيامبر دو خطبه طولانی ايراد کرد اما در انجا نامی از علی نبرد ..آيا اين بهترين فرصت نبود؟

۱۰- مسلمان را چه شد؟ همه دشمن پيامبر شدند جز چهار نفر ابوذر سلمان مقدادو نفر چهارمی که مورد توافق نيست ! ۲۳ سال دعوت به اسلام نتيجه اش ايمان چهار نفر و مرتد شدن همه بود ! و اين امت امت نمونه است؟ و کذالک جعلناکم امت وسطا ......

اما ما جرا چه بود؟ راز اين واقعه چيست؟ درست است کسی در گرما جمعيت را نگه نمی دارد تا در مورد علی سخن بگويد ..علت ميخواهد ..علتش چيست؟علت اصلی درگيری عده ای از کاروانيان يمن مانند خالد ابن وليد و بريده اسلمی با علی بود ..انها نسبت به علی بدگويی های زيادی کرده بودند و اين موضوع در بين اهالی مدينه دهان به دهان ميگشت ....پيامبر از موضوع با خبر شد اما صبر کرد تا بقيه بروند و فقط اهل مدينه و اهالی شمال مکه با او باقی بمانند و پس از ان فرمود هر کس مرا دوست ميدارد علی را بايد دوست بدارد ....نبادا از او بد گويی کنيد ( سخن از من است) در واقع اين جمله برای پاسخ به ان بدگويی ها گفته شد ....

و حال اين شما و اينهم وجدانتان ...هر سخنی را که درست تر ميداريد بپذيريد...و بدانيد اين سخنان هرگز ذره ای از مقام نورانی علی(ع) اين اسوه عدالت و تقوا کم نمی کند ....علی(ع) حقيقتی جاويد است بر گونه اساطير ....و السلام

اما اگر بازهم فکر ميکنيد هر کس منکر اعلام ولايت علی در غدير است حتما دشمن اوست اشتباه ميکنيد ...هر مسلمانی دوستدار علی است و دشمن علی قطعا مسلمان نيست ...اما علی را از يک انسان به خدايی نرسانيم و بيش از در مورد او داستان نسازيم علی بی نياز از اين تعريفها ست
شب بخير.....اگه خوشتون مياد باشه ..منم ميگم عيد غدير مبارک!!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 20:17  توسط درویش حمید | 
 

 اعتقاد به آمدن یک منجی نجات بخش تقریبا در تمامی ادیان وجود دارد و در اسلام نیز چنین اعتقادی رایج است ...اما ویژگیهای این منجی چیست؟ و آیا او هم اینک زنده است؟ اینها سوالاتی است که میخواهیم به آنها پاسخ بدهیم ....بر اساس حدیث معتبری از پیامبر اسلام(ص) نقل است که ایشان فرموده اند ..مهدی از نسل من و از فرزندان فاطمه(س) است نام او نام من و نام پدرش نام پدر من است ...بنابر این هیچ مسلمانی منکر آمدن مهدی نیست اما تنها شیعیان هستند که معتقدند او هم اینک زنده است ! بعبارت دیگر مهدی در آخر الزمان بدنیا می آید و این سخن معقولی است و هیچ سوالی نیز بدنبال ندارد اما اینکه بگوییم او بدنیا امده و هم اینک در این جهان زندگی میکند امری نا معقول و غیر ممکن است ...دلایل زنده نبودن امام زمان را میتوان به دو بخش عقلی و نقلی تقسیم کرد در بخش عقلی به دلایلی میپردازیم که وجود این فرد را در حال حاضر محال میداند و در بخش نقلی به بررسی های تاریخی در این مورد میپردازیم


دربخش نقلی باید به قران و احادیث و تاریخ اشاره کنیم ...در قران هیچ آیه ای در مورد زنده بودن امام زمان نداریم و حتی ایه ای که مستقیما به آمدن این فرد اشاره کند نیز وجود ندارد ...عجیب اینکه این پدیده مثلا استثنایی و عجیب که بر تر از همه معجزات خداوند است و اگر واقعیت داشت مهمترین معجزه خدا بود در قران نیامده است ....آیاتی که مورد استناد برای اثبات وجود امام زمان است اغلب معانی دیگری دارند بعبارت دیگر افرادی خواسته اند با جستجو در قران آیاتی را پیدا کنند تا حرفشان اثبات شود! اما هرگز در این راه موفق نبوده اند ..بعنوان مثال آیه معروف و نرید ان نمن علی الذین استضعفو فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین ..این ایه در بین ایاتی است که داستان موسی و فرعون را بیا ن میکند ..هم آیات قبل و هم آیات بعد آن به داستان موسی و فرعون مربوط میشود و مقصود خداوند هم این است که خداوند قوم مستضعف بنی اسرائیل را از ظلم فرعون نجات میدهد و نجات هم داد ..حتی اگر بگوییم این ایه به قرن های بعدی هم اشاره دارد و میگوید همه مستضعفان عالم سر انجام بر مستکبران پیروز میشوند بازهم دلیلی بر زنده بودن الان امام زمان نیست ...این اتفاق خواهد افتاد پس از تولد ایشان ......یا ایه معروف بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین ...یعنی کارهایی را برای خدا انجام میدهید باقی می ماند ...ایات قبل و بعد این ایه هم هیچ ربطی به امام زمان نداشته و ندارد ..و اصولا بقیه الله یعنی باقیمانده برای خدا ...حال چه کسی فهمیده که بقیه الله یعنی امام زمان ! آن بحث دیگری است .....سایر آیات نیز که اصولا هیچ ارتباطی با این موضوع ندارند ...اما احادیث ...حدیث معروف پیامبر که مهدی از نسل من است هیچ مشکلی را حل نمی کند چرا که نسل پیامبر منحصر به 11 امام نیست ..تمام فرزندان امام حسن از نسل پیامبر و حضرت فاطمه هستند  در حالیکه هیچکدام آنها امام نیستند ! اگر امام زمان مثلا از نسل یکی از فرزندان امام حسن باشد حدیث معتبر است بهمین ترتیب تمام فرزندان امام حسین تمام فرزندان امام باقر نه فقط امام جعفر صادق و تمام فرزندان امام کاظم نه فقط امام رضا و ....و شما براحتی میتوانید بگویید این نسل هم اینک در این جهان زندگی میکند ..نسلی که از انها در زمانی نامعلوم مهدی متولد خواهد شد ...اما اینکه مهدی فقط فرزند امام حسن عسکری است بسیار عجیب است ...اولا نام پدر مهدی در اینصورت حسن است نه عبد الله و این بر خلاف گفته پیامبر است ..و دیگر اینکه اصولا امام حسن عسکری عقیم بودند و فرزندی نداشتند ..لذا پس از وفات ایشان مایملکشان بین برادرشان جعفر و مادرشان تقسیم شد و هیچ سهمی برای مهدی باقی نماند!میدانید شیعیان که از طریق امام حسن عسکری منتظر تولد مهدی بودند ناگهان با وفات ایشان شوکه شدند و امامت را در خطر دیدند لذا بیش از بیست فرقه شیعی پس از این رحلت بوجود آمد گروهی گفتند امام حسن عسکری نمرده و زنده است گروهی گفتند امام هادی همچنان امام است گروهی جعفر برادر امام را امام بعدی دانستند و ...اما در این میان 4 مرد زرنگ هم پیداشدند افرادی که در بین شیعیان نفوذ داشتند و فرصت خوبی برای جمع مال و ثروت به دستشان آمده بود ...آنها داستان عجیبی را سر هم کردند ...امام حسن عسکری فرزندی داشته اما کسی او را ندیده است ولی ما او را دیده ایم و بعد در برابر این سوال که او کجاست جواب دادند او در سرداب خانه مخفی شده است! و هنگامیکه برای دیدن او به سرداب رفتند این داستان اینگونه تکمیل شد که او از سرداب غیب شده است ...نواب اربعه شک داشتند که ایا این داستان دروغین را میتوان در باور ساده لوحان جا انداخت یا نه؟ اما گذشت زمان به آنها کمک کرد و عده ای این داستان تخیلی را باور کردند اما آنها هرگز تصور نمی کردند که صدها سال بعد نیز انسانهایی هستند که هنوز هم این داستان را باتور میکنند و هر روز چندین بار دعای فرج میخوانند و به خداوند میگویند عجله کن و امام زمان گم شده در سرداب را بفرست که مادیگر طاقت نداریم !اما خداوند تا بحال هیچ توجهی به این در خواست آنها نکرده است! اما اینکه چرا نواب اربعه ! چنین افسانه ای را ساختند کاملا روشن است آنها مامور وصول خمس و دریافت پول از شیعیان بودند و اگر به تاریخ رجوع کنید این چهار نفر جز پول جمع کردن کار دیگری انجام نمی دانند! آنها به مردم میگفتند خمس و زکوه را بدهید و ما آنرا به امام زمان میدهیم ...البته برای اینکه گرفتار نشوند هم چاره ای اندیشیدند مثلا میگفتند ما خمس و زکوه را زیر درخت میگزاریم و امام زمان می اید و بر میدارد و هنگامیکه مردم از انها رسید میخواستند میگفتند که امام زمان فرموده نباید کسی خط مرا ببیند ! چون معلوم بود که اگر چهار خط متفاوت را میدیدند به دروغ بودن آن پی میبر دند ! و البته برای اینکه مردم موضوع را قدری جدی بگیرندگفتند حتی نام امام زمان را نیاورید که دنیا بهم ریزد نبادا بگویید محمد ابن حسن ! فقط بگویید حجت یا ولی عصر ! و نام امام زمان را بصورت حروف جدا از هم نوشتند م ح م د ! و این شاهکار هنری هنوز هم در کشور ما رعایت میشود اما کسی نمی پرسد که گفتن محمد ابن حسن باعث چه تحولی در جهان میشود؟؟؟!!!بهرحال این سریال چند قسمتی است ...قسمت اول دلایل نقلی بود که تا حدی به ان پرداختیم اگر عمری بود تا قبل از ظهور امام زمان ! قسمت دوم که دلایل عقلی است مطرح میشود و در بخش سوم هم میرویم سراغ مدرک و نگاهی به کتابها می اندازیم و این موضوع را با دقت بیشتری بررسی میکنیم ...یادم امد که بچه های مدرسه روزی یکبار یا بیشتر دعای فرج میخوانند و در تمام مساجد و در همه مجالس و مراسم این دعا حرف اول را می زند و بعد از هر اذان هم پخش میشود ..حال معلوم نیست خدایی که خودش امام زمان را غیب کرده چرا ا.ورا نمی اورد ؟ و اگر دلش نمی خواهد بیاورد ما چکاره بودیم ؟ شب بخیر

----
دلایل عقلی زنده نبودن امام زمان بسیار واضح است و هر وجدان با انصافی براحتی آنرا میپذیرد ...در اینجا با دو فرض روبرو هستیم یا امام زمان را باید موجودی غیر طبیعی و مافوق بشری تصور کنیم یا اینکه او را مانند سایر امامان و پیامبر اسلام فرض کنیم ...اگر امام زمان را موجودی مافوق بشری تصور کنیم بنابر این او دارای توانایی های ویژه ای میشود مثلا کسی که دیده نمیشود یا حداقل میتواند خودش را غیب کند یا میتواند از نقطه ای به نقطه دیگر طی الارض کند یا اینکه غذایش از آسمان نازل میشود و .....در این صورت حساب ایشان از همه جدا ست هیچیک از امامان اینگونه نبوده اند همه آنها غذا میخوردند در بین مردم دیده میشدند به زندان می افتادند زن و بچه داشتند دارای شغل بودند و کار میکردند تنها تفاوت آنها با دیگران تقوای آنها بود که آنها را بر دیگران برتری میداد حتی پیامبر نیز زندگی عادی داشت و تنها تفاوت او استفاده از وحی بود ..قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی ...ای پیامبر بگو من هم مانند شما بشر هستم فقط به من وحی میشود ..بنابر این این فرض از بنیان باطل است و هرگز خداوند چنین مشیتی نداشته است و در مورد کسی از ان استفاده نشده است علاوه بران عالمان شیعه نیز چنین اعتقادی ندارند آنها میگویند امام زمان در این جهان مانند افراد عادی زندگی میکند اما ما ایشان را نمی شناسیم لذا ممکن است او را ببینیم اما نمی فهمیم او امام زمان بوده است و حکایت های گونانی که از افراد مختلف نقل میشود حاکی ار مرئی بودن ایشان است بعنوان مثال ساختن مسجد جمکران در قم پس از نقل این حکایت که فردی امام زمان را در بیابانهای قم دیده و ایشان گفته که در ان محل مسجد بسازید بوجود امده است همینطور حکایتهایی که میگوید امام زمان در کربلا یا نجف دیده شده است ...بنابر این فرض فضایی بودن ایشان مردود و باطل است اما فرض دوم اینکه امام زمان موجودی عادی است مثل بقیه اما افراد او را نمی شناسند و فقط کسانی که به مقامات عالی روحی و معنوی برسند میتوانند ایشان را بشناسند و با او گفتگو کنند اگر این سخن را باور کنیم آنوقت باید به مجموعه ای از سوالات بی انتها پاسخ دهیم ..هر سوال سوال دیگری را بدنبال می اورد و ما را به بن بست عجیبی می رساند ..مثلا ایشان کجا زندگی میکند؟ خوب اگر در کره زمین باشد ایشان باید در یک کشوری زندگی کند یا در قاره آسیا یا اروپا یا آمریکا یا آفریقا و استرالیا ...ایشان باید خانه ای داشته باشد و وسایلی برای زندگی ..پس امام زمان دارای یک خانه است و قطعا نیاز به یخچال و قالی و تلویزیون و تلفن و .....دارد حتی اگر هیچکدام آنها را نداشته باشد حد اقل به آب و برق نیاز دارد ...و برای خرید خانه نیاز به شناسنامه دارد و برای پرداخت پول آب و برق و خرید غذا و لباس نیاز به پول دارد ..حال او چگونه ناشناس می ماند؟ شناسنامه او چه اسمی دارد ..مثلا محمد فرزند حسن ..! یا نه شناسنامه جعلی دارد ! آنوقت امام زمانی که شناسنامه جعل میکند چه امامی است؟ ادامه دهیم ....او مخارجش را چگونه تامین میکند؟ کار میکند؟ در چه محلی و چه شغلی؟ و ممکن است قرنها ناشناس کار کند؟ چه کار دولتی چه آزاد ! بهرحال دوستان و همکارانی پیدا میکند که او را می شناسند ...آیا زن دارد؟ اگر انسان عادی است مثا سایر امامان به زن نیاز دارد و قطعا صاحب فرزند یا فرزندانی است ...حال همسر ایشان که عمر معمولی دارد پس از حداکثر صد سال مرده است بنابر این ایشان از هشتصد سال پیش یا از هزار سال پیش تا بحال زنان متعددی داشته که فوت کرده اند ! آنوقت پدر زن و مادر زن ایشان ..برادر زن و خواهر زن و با جناق ایشان چگونه او را نشناخته اند؟ آنها از خود نپرسیده اند که این فرد چرا پیر نمیشود؟ و این خبر آیا میشود پنهان بماند؟ مثلا ایشان به آنها بگوید این راز را فاش نکنید ..حال تعدادکسانی که این راز را میدانند بسیار زیاد میشود ....فرزندان ایشان نمی پرسند چرا پدر ما پیر نمیشود؟ انوقت او باید الان شاهد زندگی نتیجه های نتیجه و نبیره و ندیده و ..باشد در حالیکه خودش زنده است! در دنیایی که لاله و لادن معروفیت جهانی دارند ..یک پیر مرد روستایی نود ساله در دور افتاده ترین روستاها بسرعت معروف میشود ..اینتر پل یا پلیس بین اللمل کوچکترین حرکتی را شناسایی میکند و صدام برای مخفی شدن در یک کشور وضع دشواری دارد و بن لادن در تعقیب جهانیان است و ....چگونه این فرد را نه کسی میبیند و نه میشناسد ؟؟؟ البته این سوالات پایان ندارد او چگونه مسافرت میرود ؟ با گذرنامه یا بدون آن؟ اگر گذرنامه داشته باشد که شناسایی میشود و اگر ندارد چگونه سفر میکند ؟ با هواپیما میرود یا کشتی یا قطار ؟ یا نه ایشان در یک جزیره در وسط اقیانوس ارام زندگی میکند جایی که هیچکس نیست او تنها ست ..پس دیگر در جمکران نباید دیده شود به کربلا نمی تواند بیاید و ....و آنوقت امام زمان داخل یک جزیره متروک چه فایده ای بحا شیعیان دارد؟ بقیه این ماجرا را در فرصتی دیگر خواهم نوشت
-----
حتما سوالات زيادی در ذهن شما است و پاسخهايی هم در ذهنتان آمده است ...شبهات زيادی در اين مورد هست که سعی ميکنم در حد امکان به انها پاسخ بدهم ..مثلا ممکن است بگوييد خوب الان مگر حضرت عيسی(ع) زنده نيست؟ پس چه مشکلی برای باور کردن زنده بودن امام زمان داريم ..دقت کنيد ..اولا زنده بودن حضرت عيسی يا طول عمر نوح مورد توافق همه مسلمانان و حتی مسيحيان است در حاليکه در مورد امام زمان اين توافق وجود ندارد دوم زنده بودن حضرت عيسی در قران امده است و ساير موارد نيز ..اما در مورد امام زمان هرگز ايه ای نداريم ...سوم حضرت عيسی زنده است اما در اين جهان نيست بقيه هم همينطور در حاليکه در کتب شيعه بحث اين است که امام زمان در اين جهان زندگی ميکند راه ميرود غذا ميخورد و به اينطرف و انطرف مسافرت ميکند و حتی عده ای او را می بينند پس اين موضوعات ماهيتا با يکديگر متفاوت است ديگر اينکه اگر حضرت عيسی زنده است يا عمر نوح ۹۵۰ سال بوده نشان ميدهد که خدا قادر است چنين کارهايی بکند اما دليلی بر انجام ان در مورد ايشان نيست ..مثلا من بگويم چون خدا قادر است عمر طولانی بدهد پس من هم ۱۰۰۰ سال عمر ميکنم و اگر شما سوال کنيد در پاسخ بگويم يعنی شما ميگويی خدا نمی تواند به من عمر طولانی بدهد؟! لذا قادر بودن خداوند بحثی است و ارادهع خدا که اين فرد را زنده نگه دارد بحث ديگر در اينجا بايد مدعيان اثبات کنند که مشيت خدا اينگونه بوده و برای ان دليل بياورند
 
 
--------
اما در مورد ادله ای که برای زنده بودن امام زمان مطرح ميشود مهمترين انها ادله عقلی است يعنی ميگويند زمين هيچگاه از حجت خدا خالی نبوده و نبايد باشد بعبارت ديگر لازم است خداوند در هر زمانی حجتی داشته باشد و الان حجت خدا بر زمين امام زمان است ....مثلا در روايتی از امام صادق (ع) نقل ميشود که اگر زمين خالی از حجت شود همه ساکنانش را می بلعد (اصول کافی جلد يک صفحه ۱۷۹)
در حاليکه اگر به گذشته تاريخ بنگريم مثلا در فاصله بين حضور حضرت موسی تا حضرت عيسی يا بعد از ان تا پيامبر و ....حجتی در زمين نبوده اما اهل زمين هم بلعيده نشده اند و هنوز هم به زندگی ادامه ميدهند!
مسئله ديگر اختلاف شيعيان بعد از وفات امام عسکری است ..و ايجاد فرقه های مختلفی که هنوز هم هستند ..حال اگر حجت خدا بسادگی قابل تشخيص بوده پس چرا شيعيان به فرقه های مختلف تقسيم شده اند و در مورد امام زمان اختلاف نظر پيدا کرده اند؟
اين در حالی است که بعد از فوت هر امام در مورد جانشين او اختلاف پيش امده مثلا بعد از رحلت امام صادق(ع) عده ای سراغ عبد الله رفتند و با او بيعت کردند و عده ای سراغ امام کاظم(ع) امدند پس امامت اگر تعيين شده از جانب خداوند بوده و ما در مورد امام زمان هم به اين موضوع استناد ميکنيم و می گوييمن ايشان حتما بايد فرزند امام عسکری باشد نه فرد ديگر انوقت اين اختلافات چگونه توجيه ميشود؟
------
اما در مورد کيفيت تولد ايشان نيز روايات مختلف و متعدد است مثلا در کتابهای شيعه نام مادر ايشان سوسن نرجس صيقل مليکه خمط حکيمه ريحانه و ....ذکر شده ( رجوع کنيد اصول کافی باب تولد حضرت حجه صاحب الزمان) و همچنين تاکيد شده که نام ايشان نبايد برده شود و کسی که اسم ايشان را ببرد کافر است ! ( انوار نعمانيه جلد ۲ صفحه ۵۳)
و اما در مورد روز تولد ايشان نيز اختلاف است می گويند ۸ ماه بعد از وفات پدرش بدنيا امد ..در منابع ديگر سال ۲۵۲ سال ۲۵۶ سال ۲۵۷ سال ۲۵۸ و در مورد روز تولد ۸ ذی قعده ۸ شعبان و از همه مشهور تر ۱۵ شعبان ذکر شده است ( اصول کافی باب مولد حجه ..وسلايل الشيعه همين باب)
اما اينکه ايشان در چه سنی ظهور ميکند باز هم اختلاف است ..در جايی امده که ايشان قادر است خودش را به شکل هر سنی در اورد ! ( بحار الانوار جلد ۷ صفحه ۵۳)
يا اينکه ايشان ۳۲ ساله بنظر ميرسد ( تاريخ ما بعد الظهور ص ۳۶۰)
يا اينکه ۵۱ ساله است ( ما بعد الظهور ص ۳۶۱)
يا اينکه ۳۰ ساله است ( الغيبه محقق طوسی ص ۴۲۰)
و اينکه چه مدت حکومت ميکند ؟ ۱۹ سال ۷ سال ۱۰ سال و ۷۰ سال که روايات در اين بخش بسيار مختلف است ( تاريخ ما بعد الظهور ص ۴۳۶)
اما اينکه چه کسانی در زمان زنده بودن امام عسکری ايشان را ديده اند طوسی در کتاب غيبت ۱۳ نفر را ذکر کرده که ايشان راديده اند ..اما سر انجام شيعيان تنها ۴ نفر را از جمع مدعيان که علاوه بر اين سيزده نفر شامل تعدا ديگری هم ميشده مورد قبول دانسته اند و بقيه را انسانهايی دروغگو خوانده اند! و اينها همان نواب اربعه هستند...
------
اماچرا اين چار نفر نواب اربعه شدند؟ و بقيه دروغگو کذاب ! زيرا برادر امام حسن عسکری که عموی امام زمان ميشود و فرزند امام هادی ايشان معتقد بود که برادرش فرزندی ندارد و بارها اعلام کرد که برادرم حسن عسکری عقيم است در بين شاهدان عده زيادی سخن او را پذيرفتند و ادله او را قبول کردند جز چهار نفر انها گفتند جعفر دروغ ميگويد و امام حسن عسکری فرزندی دارد که در سرداب مخفی شده است! بهمين جهت شيعيان جعفر فرزنذد امام هادی را کذاب خواندند و به او نسبت های بيشماری دادند
در کتاب اصول مذهب شيعه (جلد ۳ صفحه ۹) امده است که جعفر جاهل به دين بود فاسق و شراب خوار بود و ....چرا؟ چون به وجود فرزندی در سرداب اعتراف نکرد ....
در مورد نواب اربعه نيز همانگونه که گفته شد از انها هيچ کتابی يا اثری که دال بر علم و شناخت انها باشد نيست بلکه انها تنها کاری که ميکردن جمع کردن خمس و تحويل انها به امام زمان بوده است! مامورين اخذ پول !
و بدليل همين مسايل بود که فرق شيعه بعد از رحلت امام عسکری متفرق شدند و هريک سخنی گفتند ( رجوع کنيد به انوار نعمانيه از ملا باقر مجلسی)
اين در حالی است که اغلب راويان در شيعه مورد طعنه هستند و اغلب سخن انان مورد قبول نيست اما اين چهار نفر که همگی غير معصوم هم هستند کاملا مورد تاييدند و در مورد صدق سخنشان اصلا ترديدی نيست!
------
اما سوال بعدی اينکه ايشان چرا الان ظهور نمی کند؟ جواب اين است که الان شرايط مطلوب نيست و ممکن است دشمنان به او صدمه بزنند
شيخ طوسی در الغيبه ميگويد هيچ مانعی در سر راه ظهور ايشان نيست مگر اينکه ايشان از کشته شدنش بيم دارد ! ( الغيبه ص ۲۰۳)
حال معلوم نيست کسی که از کشته شدن ميترسد نبايد هيچوقت ظهور پيدا کند برای اينکه دشمنی و عداوت که پايانی ندارد ..خداوند در مورد يهود که دشمنان اسلامند ميفرمايد و القينا بينهم العداوه و البغضاء الی يوم القيامه.....پس ايشان نباتيد ظهور کند !
و ديگر اينکه امامان قبلی که به ئگفته همين بزرگان همگی مسموم يا مقتول شدند چرا نترسيدند؟ و ديگر اينکه ترس از مرگ از اهل بيت پيامبر بعيد است .. ممکن است بگوييم ايشان ياور ندارد تا ظهور کند ..بسيار خوب ...در طول تاريخ حکومت های شيعی زيادی بر پا شد مثل فاطميون ..صفويه ...و همه انها صادقانه به ايشان ايمان داشتند چرا ايشان باز هم نيامد؟
اين در حالی است که داستان ترس از مرگ با روايات قبلی نمی سازد ..کسی که هميشه جوان است و بدن قوی دارد و خوب شمشير ميزند که ترسی از مرگ ندارد!!!
علاوه بر ان در کتب شيعه بارها ذکر شده که ائمه ميدانند کی ميميرند و کجا ميميرند ..پس مشکلی نيست! و ديگر اينکه چرا ان نواب اربعه را که در ميان ان جمع کثير نظر به زنده بودن دادند کسی نکشت؟
 
 
-------
 و بلاخره این داستان را میتوان روزها و شبها ادامه داد ....اما این سوال هم مهم است که مهدی وقتی ظهور کرد چه میکند؟ ما انتظار داریم او جهان را به گلستان تبدیل کند ...او حامی مظلومان شود و مانند رسول خدا رحمت را به ارمغان بیاورد و باعث ابادانی جهان شود حال بنگرید به کتابهای شیعه در اینمورد
او لخت و عریان ظاهر میشود) نگاه کنید به مقاله خرافات شیعه در کتابهای شیعه)
و اولین کارش نه انهدام قمار خانه ها و مراکز فساد و نه کاخ ستمگران است بلکه نخستین کار او انهدام مساجد است!( بحار الانوار ۱۳۳/۵۲)
و بعد میرود و عایشه را از قبر در می اورد و از او انتقام میگیرد!
بحار الانوار ۳۱۴/۵۲
وبعد ابوبکر و عمر را از قبر در می اورد و انها را میسوزاند!
انوار نعمانیه ۸۵/۲
و انقدر میکشد اما شمشیرش از خون سیراب نمی شود !
و با همه فقط با زبان شمشیر سخن میگوید
بحار النوار ۳۵۴/۵۲
عرض شود که ........بقیه اش باشه بعد .....شب بخیر
-------
 دو نکته مهم دیگر هم به این مقاله اضافه میکنم ..نخست انکه ایشان یعنی مهدی موعود هر وقت بیایند طبق روایات متعدد شیعه با خودشان قران جدید می اورند! قرانی که با این قران موجود متفاوت است ! و خداوند این قران را فقط به ایشان داده چون بدرد کس دیگری نمی خورد !
نگاه کنید به کتاب الغیبه از نعمانی ص ۱۰۲ و مشابه این حدیث در اغلب کتب شیعه ....
دوم اینکه ایشان با ایران کاری ندارند ..قرار است از مکه بیایند و بعد در کوفه مسجد جدیدی درست میکنند و به مردم درس میدهند!
نگاه کنید به انوار نعمانیه ۹۵/۲
اگر کشفیات جدیدی بدستم رسید تقدیم خواهد شد .......

-------
 دو نکته مهم دیگر هم به این مقاله اضافه میکنم ..نخست انکه ایشان یعنی مهدی موعود هر وقت بیایند طبق روایات متعدد شیعه با خودشان قران جدید می اورند! قرانی که با این قران موجود متفاوت است ! و خداوند این قران را فقط به ایشان داده چون بدرد کس دیگری نمی خورد !
نگاه کنید به کتاب الغیبه از نعمانی ص ۱۰۲ و مشابه این حدیث در اغلب کتب شیعه ....
دوم اینکه ایشان با ایران کاری ندارند ..قرار است از مکه بیایند و بعد در کوفه مسجد جدیدی درست میکنند و به مردم درس میدهند!
نگاه کنید به انوار نعمانیه ۹۵/۲
اگر کشفیات جدیدی بدستم رسید تقدیم خواهد شد .......

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 20:13  توسط درویش حمید |